پس از اینکه برای جانمایی دیوارهای برشی تصمیمات لازم اتخاذ شد ؛ این سوال پیش خواهد آمد که حال باید در هر جهت اصلی ساختمان ؛ چند متر دیواربرشی تامین گردد . . .؟

تامین دیواربرشی به اندازه مورد نیاز ساختمان امری است که عمدتاً در بین مهندسین محاسب معمول نیست و معمولاً فقط به این می‌اندیشند که دیوارها را به درستی جانمایی کنند. غافل از اینکه مقدار مناسب طول دیواربرشی در یک ساختمان میتواند در نتیجه یک طرح بهینه و اقتصادی تاثیرگذار باشد.

در ادامه سعی داریم به خوانندگان محترم این مهم را یادآوری کرده و رابطه‌ای را برای تعیین مقدار طول مناسب دیواربرشی بیابیم. لذا در طی روند محاسبات ؛ سعی می‌شود مبنای علمی تعیین طول لازم مورد بحث قرار گیرد.

همانگونه که همگان می‌دانیم دیواربرشی وظیفه حمل برش ناشی از بار زلزله در هر یک از جهات اصلی سازه را برعهده دارد. بنابراین تعیین طول مورد نیاز در هر جهت بطور مستقل از اهمیت ویژه‌ای برخوردار خواهد بود و قطعاً با استفاده از این منطق میتوان طول دیواربرشی لازم برای تحمل برش را محاسبه نمود.

همانطور که همگان می‌دانیم ؛ مقدار برش قابل تحمل توسط یک مقطع بتن آرمه ؛ از مجموع برش قابل تحمل توسط بتن (Vc) و برش قابل تحمل توسط آرماتورهای برشی (Vs) بدست می‌آید. به عبارتی یک برش موجود در یک مقطع بتن مسلح هم توسط بتن و هم توسط آرماتورهای برشی حمل می‌گردد. لذا داریم :

Vu = Vc + Vs

برش قابل تحمل توسط بتن و آرماتورهای برشی هریک جداگانه از روابط زیر حاصل می‌گردد :

Vc = 0.53 √f´c . bw . d

Vs =  (Av.fy.d)/S

در این روابط Vc مقاومت برشی اسمی تامین شده توسط بتن ؛ f´c مقاومت فشاری مشخصه بتن ؛ bw عرض جان و d فاصله دورترین تار فشاری از مرکز سطح آرماتور کششی طولی می‌باشد.

همچنین Vs مقاومت برشی اسمی تامین شده توسط آرماتورهای برشی ؛  مجموع سطح مقطع دو شاخه آرماتور برشی ؛  فواصل مابین آرماتورهای برشی و  تنش تسلیم آرماتورها است.

نکته :   قابل ذکر است که رابطه‌ایی که برای Vc در بالا آمده است ؛ برای اعضایی است که تنها تحت اثر برش و خمش قرار دارند. در صورتیکه عضوی علاوه بر نیروهای یاد شده تحت اثر فشار یا کشش نیز قرار گیرد ؛ مقدار برش حمل شده توسط بتن از رابطه دیگری بدست خواهد آمد.[1]

همانطور که در قبل هم گفتیم ؛ رفتار یک دیواربرشی شبیه یک تیر طره‌ای عمیق است که بار جانبی در تراز طبقات (در صفحه دیوار) به آن اثر می‌کند. بر همین اساس می‌توان در رابطه فوق ؛ مقدار bw را برابر tw (ضخامت دیوار)در نظر گرفت. مقدار ضخامت دیواربرشی در ساختمان‌‌های متعارف را معمولاً می‌توان برابر 25 سانتیمتر فرض نمود. البته این نکته را باید ذکر کرد که ضخامت دیوارهای برشی در ساختمان‌های بلندمرتبه ؛ در طبقات پائینی به دلیل تحمل برش ناشی از نیروی زلزله ؛ ممکن است مقدار بیشتری در نظر گرفته شود. حال از طرفی می‌توانیم بر اساس آئین‌نامه ACI 318 برابر  0.8lw در نظر بگیریم. lw  مجموع طول دیوارهای برشی در هرجهت از پلان ساختمان (X,Y) است.

در پای دیواربرشی علاوه بر بتن ؛ آرماتورهای افقی (کمرکش‌ها) دیوار نیز در تحمل برش نقش دارند.(Vs). حداقل نسبت آرماتور افقی دیوار بر اساس آئین‌نامه ACI 318 ؛ برابر 0.0025 است.

با توجه به این مسئله که در ابتدای کار طراحی مقدار طول بهینه دیواربرشی در هر جهت پلان ساختمان را نمی‌دانیم ؛ لذا مقدار آرماتور افقی دیواربرشی در پای سازه ؛ معلوم نیست! در نتیجه محاسبه برش قابل تحمل توسط آرماتورهای افقی مقطع دیوار در پای سازه نیز بطور دقیق ممکن نخواهد بود.

 برای همین در گام‌های اولیه تعیین طول بهینه دیواربرشی می‌توان مقدار آرماتور افقی مقطع دیواربرشی پای سازه را ؛ مقدار حداقل آئین‌نامه‌ای فرض نمود. البته باید گفت که در عمل در طبقات پایین ؛ این فرض قطع به یقین صادق نخواهد بود. ولی در جهت اطمینان است.

پس اگر طبق توضیحات ارائه شده در قبل ؛ مقدار ضخامت دیوار را برابر 25 سانتیمتر ؛ و نسبت آرماتور افقی آنرا برابر حداقل آئین‌نامه‌ای (Ro=0.0025) در نظر بگیریم ؛ به سادگی می‌توانیم برش قابل تحمل توسط آرماتورهای افقی (Vs) را در حالت استفاده از آرماتور حداقل بدست آورد.

چنانچه یک دیوار با آرماتورگذاری افقی و قائم مشخص و یک مقطع قائم از دیوار به ارتفاع یک متر (100سانتیمتر) را در نظر بگیریم ؛ می‌توانیم مقدار سطح مقطع آرماتورهای افقی که در این یک متر ارتفاع دیوار قرار دارند را بصورت زیر به راحتی بدست بیاوریم :

As = Ro.100cm.bw     ,   bw = tw         >>>>>>>         As = Ro.100cm.tw

با توجه به رابطه محاسبه مقدار برش قابل تحمل توسط آرماتورهای افقی (Vs) ؛ باید مقدار  محاسبه شود. همچنین فواصل مابین آرماتورها نیز باید تعیین گردد. لذا مقدار فواصل بین آرماتورهای افقی S را برابر ضخامت دیوار فرض می‌کنیم و مقدار  را هم با یک تناسب ساده ؛ بر اساس As بدست می‌آوریم. لذا داریم :

S = tw = 25 cm  ,   Av /S = As /100

 Av = (S/100) . As = S/100 . Ro . 100 . tw = 0.0025 . S . tw

حال می‌توانیم ظرفیت برشی ایجاد شده توسط آرماتورهای افقی واقع در پائین یک دیواربرشی با نسبت آرماتور () را با توجه به رابطه Vs ؛ محاسبه نمائیم. داریم :

Vs = (Aw . fy . d / S) = (0.0025 . S . tw . fy . d / S) = 0.0025 . tw . fy . 0.8lw

Vs = 0.002 . tw . fy . lw

همانگونه که ملاحظه می‌کنید مقدار برش قابل حمل توسط آرماتورهای افقی Vs پای دیوار بصورت رابطه بالا محاسبه می‌شود. ولی این تمام برش حمل شده توسط یک مقطع بتن مسلح نیست!

 همانطور که قبل هم گفتیم ؛ برش ایجاد شده در دیواربرشی باید توسط بتن و آرماتورهای مقطع در پای سازه تحمل گردد. لذا کل ظرفیت برشی مقطع دیواربرشی بصورت زیر باید محاسبه شود. داریم :

Vu = Vc + Vs   ,  Vu = 1.4 . 0.75 (Vc + Vs)  ,  Vu = 1.4 . 0.75 . V     [2]

Vu = 1.4 . 0.75 [(0.53 √f´c . bw . d) + (Av . fy . d / S )]

Vu = 1.4 . 0.75 [(0.53 √f´c . tw . 0.8lw) + (0.002  tw . fy . lw)]

در روابط بالا مجموع دو جمله Vc + Vs ؛ همان مقدار V (برش پایه) در هر راستای X و Y است. همچنین در روابط ارائه شده در فوق ؛ lw مجموع طول دیوارهای برشی در هر یک از راستای عمود بر هم (X,Y) است.

همانطور که در روابط فوق مشاهده می‌کنید ؛ قبل از کروشه دو ضریب 1.4 و 0.75 وجود دارد. حال سوال این است که این دو ضریب به چه منظور در اینجا وارد شده است؟!

در جواب باید گفت : ضریب 1.4 به دلیل افزایش 40 درصدی بار زلزله است. این افزایش به سبب این اعمال می‌گردد که ضریب رفتار سازه در تراز بهره‌برداری (آئین‌نامه 2800 ویرایش سوم) محاسبه شده است.[3] ضریب 0.75 نیز به دلیل این در اینجا وارد شده است که در آئین‌نامه 2800 ویرایش سوم ؛ آمده است : در سازه‌های دارای سیستم دوگانه ؛ قاب خمشی باید به تنهایی قادر به تحمل 25 درصد از بار زلزله باشد. بر همین اساس می‌توان در برآورد اولیه ؛ 75 درصد (0.75) از برش پایه را به دیوارهای برشی اختصاص داد.

اکنون همه‌چیز آماده محاسبه طول اولیه دیوار‌برشی در هر یک از راستای عمود بر هم در پلان ساختمان است. لذا رابطه بدست آمده در قبل را بر اساس lw ؛ بدست می‌آوریم. خواهیم داشت:

   Lw > 1.05V / (0.318fc1/2 + 0.002fy) tw

همانگونه که در قبل هم بیان شد ؛ در استخراج این رابطه از آرماتور حداقل با فواصلی برابر ضخامت دیوار استفاده شده است. شایان ذکر است که این فرض در بسیاری از ساختمان‌ها علی‌الخصوص در طبقات پائین ساختمان دچار اشکال خواهد شد و قطعاً می‌توان اطمینان خاطر داشت که طول محاسبه شده برای دیوار‌برشی در تراز پایه ساختمان ؛ در جهت اطمینان است.

در اینجا لازم است که به این نکته اشاره شود که از این رابطه می‌توان بصورت بهتری نیز بهره برد. ولی برای استفاده بهتر و بهینه‌تر از رابطه فوق ؛ نیاز به تجربه و دید مهندسی محاسب است. چنانچه مهندس محاسب بر اساس تجربه خود احساس کند آرماتور افقی دیوار‌برشی در پائین‌ترین تراز ؛ بیش از مقدار آرماتور حداقل آئین‌نامه‌ای است ؛ می‌تواند تغییر کوچکی در رابطه فوق ایجاد نماید ؛ بصورتیکه یک ضریب (alfa) قبل از پارامتر fy قرار دهد.

   Lw > 1.05V / (0.318fc1/2 + 0.002 (alfa) . fy) tw 

حال کاربرد این ضریب (alfa) چیست ؟

در رابطه فوق  نسبت آرماتور افقی پیش‌بینی شده در تراز پائین دیوار نسبت به آرماتور حداقل (Ro=0.0025) است.

قابل ذکر است که معمولاً مقدار آرماتور افقی برای دیوار‌برشی در یک سازه متعارف در طبقه پائین ؛ در حدود 2 تا 3 برابر مقدار حداقل است. برای درک بهتر رابطه بین مقدار آرماتور افقی دیوار‌برشی در تراز پایه و طول دیوار‌برشی لازم ؛ نمودار زیر را با دقت مشاهده نمائید.

محور قائم نمودار فوق نسبت طول دیوار‌برشی لازم به ازای هر مقدار آرماتور افقی که برای دیوار‌برشی در تراز پایه پیش‌بینی می‌شود ؛ به طول دیوار‌برشی لازم در حالت استفاده از آرماتور حداقل است (alfa=1 ).

همانطور که در نمودار فوق ملاحظه می‌کنید ؛ افزایش آرماتور افقی بر طول مورد نیاز دیوار‌برشی تاثیر کاملاً قابل توجهی دارد ؛ به گونه‌ای که با 50% افزایش آرماتور افقی نسبت به آرماتور حداقل (alfa =1.5) ؛ طول دیوار‌برشی لازم در روی تراز پایه به 70% مقدار لازم آرماتور حداقل می‌رسد. همچنین با حدود 100% افزایش آرماتور افقی دیوار (alfa =2) ؛ نسبت به آرماتور حداقل (Ro= 0.0025 , alfa = 1) ؛ طول لازم به حدود 60% طول لازم با آرماتور حداقل کاهش می‌یابد.

نکته دیگری که مخاطبان محترم در تعیین طول لازم برای دیوار برشی باید به آن توجه داشته باشند ، مقدار حداکثر برشی است که هر دیوار می‌تواند تحمل نماید. حداکثر برش قابل تحمل توسط دیوار برشی از رابطه زیر بدست می‌آید.

Vu< 5fi .Vc

توجه داشته باشید پارامتر fi ضریب تقلیل ظرفیت برش است که طبق آئین‌نامه ACI318-05 برابر 0.75 است.

همچنین ذکر این نکته لازم است که در تقریب اولیه طول لازم برای دیوار برشی به مسایل جانمایی دیوار در پلان معماری توجهی نداشته و برآورد بر اساس روابط کلاسیک بتن‌آرمه صورت گرفته است. ولی جانمایی دیوار تاثیر بسیار زیادی بر عملکرد و طراحی دیوار برشی  دارد که می بایست به این امر توجه بسیار نمود.

در پایان باید گفت مقدار طولی که از روابط گفته شده برای دیوار بدست می آید ، می‌بایست مقدار آن به سمت بالا گرد شود و در هر جهت X و Y بطور جداگانه تامین شود. بطور مثال اگر مقدار lw برابر 3/6 متر بدست آمد ، بایستی مقدار 7 متر دیوار برشی در هر امتداد X و Y ؛ جانمایی شود. چنانچه به دلیل ضوابط معماری نتوانستید این مقدار از دیوار برشی را در یک یا هر دو جهت تامین نمائید ؛ نگران نباشید که ساختمان شما قادر به تحمل برش حاصل از بار جانبی نیست! بلکه سهم دیوار برشی ساختمان شما از برش پایه کمتر شده و سهم قاب‌ها بیشتر می‌گردد و در نتیجه مقاطع قابها بزرگتر بدست می‌آیند. یعنی سهم قاب‌های ساختمان شما در باربری جانبی بیشتر از 25% و سهم دیوارها کمتر از 75% خواهد شد.

حال سوالی که پیش می‌آید این است که با استفاده از نرم‌افزار Etabs چگونه باید مقدار طول اولیه دیواربرشی در ساختمان را محاسبه نمود. در ادامه این مسئله بصورت گام به گام بیان شده است.

روند محاسبه طول اولیه دیوار‌ برشی با استفاده از نرم‌افزار ETABS :

1 ) ابتدا مقدار برش پایه در هر جهت (X و Y) را از نرم‌افزار Etabs قرائت می‌کنیم.

2 ) مقدار برش پایه هر جهت را بصورت جداگانه در رابطه  Vu = 1.4 . 0.75 . V قرار داده و مقدار ظرفیت برشی دیواربرشی را بدست ‌می‌آوریم.

3 ) حال مقدار Vu بدست آمده را باید با حداکثر برش قابل تحمل توسط دیوار کنترل شود و بر اساس آن مقدار طول اولیه دیواربرشی بدست آید. به عبارتی مقدار Vu با 5fi . Vc مقایسه می‌شود و بر اساس آن lw  بدست ‌می‌آید.

4 ) برای محاسبه  5fi. Vc نیاز به محاسبه Vc است. به عبارتی باید از رابطه 0.53f´c1/2 . tw . 0.8lw  مقدار Vc محاسبه شود.

توجه کنید مقدار ضخامت دیوار tw را برابر 25 سانتیمتر در نظر بگیرید. همچنین مقدار f´c را بر حسب کیلوگرم بر سانتیمتر مربع در زیر رادیکال قرار دهید. بدیهی است که مقدار lw بدست آمده نیز بر حسب سانتیمتر خواهد بود.

برای درک بهتر مخاطبان عزیز ؛ در ادامه با ذکر یک مثال مراحل فوق را طی خواهیم کرد.

مثال :

فرض کنید در طراحی یک ساختمان دارای 7 سقف ؛ مقدار برش پایه در جهت X برابر 210 تن باشد. آنگاه خواهیم داشت :

Vu = 1.4 . 0.75 . V = 1.4 . 0.75 . 210,000 = 220,500 Kg

Vc = 0.53 √f´c . tw . 0.8lw = 0.53  √250 . 25 . 0.8lw = 167.6 lw

Vu< 5fi .Vc  >>>>>> 220,500 < 5 . 0.75 . 167.6 lw  >>>>>>>  Lw> 350.8 cm

همانطور که در طی محاسبات فوق ملاحظه کردید ؛ مقدار طول اولیه دیواربرشی در جهت X برابر 3.5 متر بدست آمد که می‌توان آنرا به سمت بالا گرد نمود. به عبارتی میتوان در جهت X ساختمان مورد طراحی ؛ 4 متر دیواربرشی تعبیه نمود. از طرفی می‌توان گفت در ساختمان مورد طراحی چنانچه بخواهیم 75 درصد برش پایه به دیواربرشی برسد ؛ نمی‌توانیم دیواربرشی با طولی کمتر از 3.5 متر در نظر بگیریم.

در اکثر اوقات به دلایل و محدودیت‌های معماری نمی‌توان مقدار طول لازم برای دیوار را در جهت مورد نظر جانمایی کرد. قابل ذکر است که این مورد اصلاً جای نگرانی ندارد! چرا که در این ساختمان همانطور که قبلاً هم گفته شد ؛ سهم قاب‌ها در باربری جانبی بیشتر از 25 درصد و سهم دیوارها کم‌تر از 75 درصد خواهد شد.

 لذا نتیجه می‌گیریم برای رسیدن به یک طرح بهینه ؛ بهتر است به نوعی طول لازم بدست آمده برای دیواربرشی را در جهت مورد نظر تامین کنیم. از سوی دیگر هر چه مقدار طول دیوار به مقدار طول بدست آمده نزدیکتر باشد ؛ طرح بهیته‌تری خواهیم داشت.

نویسنده : اتیلا امینی / زمستان 1394



[1] رجوع شود به بندهای 9-15-3-1-2 و 9-15-3-1-3

[2]  برش پایه قرائت شده از ایتبس در هر جهت (X و Y)

[3] برای مطالعه بیشتر رجوع شود به ایبوک طراحی ساختمان‌های بتن آرمه در ایتبس از همین نگارنده